بسیاری از والدین وقتی می بینند فرزندشان از کتاب فرار می کند، خیلی زود او را تنبل، بی حوصله یا لجباز می دانند. اما واقعیت این است که بی علاقگی کودکان به مطالعه همیشه نشانه ضعف شخصیتی یا کم کاری نیست. در بسیاری از موارد، کودک فقط با کتابی روبه رو شده که برای سن، روحیه، سطح درک، علاقه یا دنیای ذهنی او مناسب نیست.
مطالعه زمانی به عادت تبدیل می شود که با احساس خوب همراه باشد. اگر کودک کتاب را شبیه تکلیف، تنبیه یا اجبار تجربه کند، طبیعی است که از آن فاصله بگیرد. پژوهش های حوزه روان شناسی خواندن نیز نشان می دهند که علاقه به مطالعه بیش از آنکه با دستور و کنترل شکل بگیرد، با تجربه خوشایند، انتخاب آزادانه، الگوی خانوادگی و تناسب کتاب با توانایی کودک ساخته می شود.
وقتی کودکی هر چند دقیقه یک بار از جای خود بلند می شود، غر می زند، بهانه می آورد یا کتاب را نیمه کاره رها می کند، بهتر است قبل از قضاوت، علت را بررسی کنیم. ممکن است متن برای او بیش از حد دشوار باشد، موضوع کتاب برایش جذاب نباشد یا روش خواندن با سبک یادگیری او هماهنگ نباشد. گاهی نیز کودک در محیطی زندگی می کند که کتاب در آن حضور پر رنگی ندارد.
دکتر ماری کاربو، از متخصصان شناخته شده آموزش خواندن در آمریکا، بر این باور است که خواندن باید برای کودک حس خوبی ایجاد کند. به گفته او، وقتی کودک از مطالعه لذت ببرد، احتمال اینکه به صورت طبیعی به سمت کتاب برود بسیار بیشتر می شود. بنابراین، نخستین قدم این نیست که کودک را مجبور کنیم بیشتر بخواند، بلکه باید بفهمیم چرا خواندن برای او جذاب نیست.
مهم ترین دلایل فرار کودکان از کتاب عبارت اند از:

کودکان بیش از آنکه به حرف های بزرگ ترها توجه کنند، رفتار آن ها را تقلید می کنند. اگر پدر و مادر هرگز کتابی در دست نگیرند، اما مدام از کودک بخواهند مطالعه کند، پیام متناقضی به او منتقل می شود. در چنین شرایطی کودک احساس می کند کتاب خواندن وظیفه ای مخصوص بچه هاست، نه بخشی طبیعی از زندگی خانوادگی.
عادت به مطالعه یک موضوع کاملا فردی نیست؛ بلکه به فرهنگ خانه مربوط است. خانه ای که در آن کتاب در دسترس باشد، درباره داستان ها صحبت شود و بزرگ ترها نیز گاهی با لذت مطالعه کنند، زمینه بسیار بهتری برای رشد علاقه کودک به خواندن دارد. حتی روزی ده دقیقه مطالعه خانوادگی می تواند اثر ماندگاری بر ذهن کودک بگذارد.
والدین می توانند این کارها را انجام دهند:
یکی از خطاهای رایج والدین این است که کتاب را بر اساس سلیقه خودشان انتخاب می کنند، نه بر اساس علاقه کودک. ممکن است پدر و مادر فکر کنند یک کتاب خاص ارزش ادبی بالایی دارد، اما همان کتاب برای کودک کسل کننده، سخت یا دور از دنیای او باشد. در چنین حالتی، کودک نه تنها با آن کتاب ارتباط نمی گیرد، بلکه ممکن است اصل مطالعه را هم پس بزند.
کتاب مناسب باید هم سطح قابل فهمی داشته باشد و هم کمی چالش ایجاد کند. اگر کتاب بیش از حد آسان باشد، کودک زود خسته می شود. اگر خیلی سخت باشد، احساس شکست می کند. بهترین کتاب برای شروع، کتابی است که کودک بتواند بیشتر کلمات آن را بفهمد، با موضوعش ارتباط بگیرد و نسبت به ادامه آن کنجکاو شود.
برای انتخاب کتاب بهتر است به این نکات توجه کنید:
خواندن لذت بخش یعنی کودک هنگام مطالعه احساس امنیت، آزادی و علاقه داشته باشد. این نوع خواندن با امتحان، نمره، سرزنش و مقایسه همراه نیست. در خواندن لذت بخش، هدف اصلی این نیست که کودک حتما یک پیام اخلاقی دریافت کند یا تعداد زیادی صفحه بخواند؛ هدف این است که با کتاب رابطه مثبت بسازد.
امروزه بسیاری از کارشناسان سواد خواندن تاکید می کنند که انتخاب آزادانه کتاب، محیط آرام و گفت و گوی بدون فشار درباره متن، نقش مهمی در شکل گیری عادت مطالعه دارد. کودک باید بداند اگر از کتابی خوشش نیامد، حق دارد آن را کنار بگذارد و سراغ گزینه دیگری برود. همین آزادی ساده می تواند مقاومت ذهنی او را کم کند.
برای ساختن تجربه خواندن لذت بخش می توانید:

کودکان امروز در دنیایی زندگی می کنند که سرگرمی های دیجیتال بسیار سریع، رنگارنگ و هیجان انگیز هستند. بازی های موبایلی، ویدئوهای کوتاه و شبکه های اجتماعی پاداش فوری به مغز می دهند. در مقابل، کتاب خواندن معمولا نیازمند صبر، تمرکز و تخیل فعال است. بنابراین طبیعی است که کتاب برای بعضی کودکان در ابتدا جذابیت کمتری داشته باشد.
این موضوع به معنای دشمنی با فناوری نیست. مسئله اصلی، مدیریت تعادل است. اگر کودک بیشتر ساعات فراغت خود را با صفحه نمایش بگذراند، تمرکز طولانی مدت او برای مطالعه کاهش پیدا می کند. اما اگر خانواده زمان استفاده از ابزارهای دیجیتال را مدیریت کند و مطالعه را به تجربه ای جذاب تبدیل کند، کتاب همچنان می تواند جایگاه خود را پیدا کند.
برای ایجاد تعادل می توان این روش ها را به کار برد:
کودکانی که کتاب نمی خوانند، همیشه تنبل یا بی حوصله نیستند. گاهی مشکل اصلی این است که ما کتاب نامناسبی به آن ها داده ایم، روش نادرستی انتخاب کرده ایم یا خودمان الگوی خوبی برای مطالعه نبوده ایم. کتاب خوانی با زور ساخته نمی شود؛ با لذت، انتخاب، تکرار و همراهی شکل می گیرد.
اگر می خواهیم فرزندانمان اهل مطالعه شوند، باید کتاب را از حالت تکلیف خشک بیرون بیاوریم و آن را به بخشی دلپذیر از زندگی تبدیل کنیم. از امشب می توان با یک کار ساده شروع کرد: چند دقیقه کنار کودک بنشینید، کتابی را که دوست دارد باز کنید و بدون فشار برایش بخوانید. شاید همین تجربه کوتاه، آغاز رابطه ای طولانی و زیبا میان کودک و کتاب باشد.
اولین دیدگاه را شما بنویسید