درمان افسردگی ۳۰ ساله با ایمپلنت مغزی

درمان افسردگی ۳۰ ساله با ایمپلنت مغزی

افسردگی مقاوم به درمان یکی از چالش‌های جدی در روانپزشکی مدرن است و بسیاری از بیماران پس از سال‌ها استفاده از داروهای ضدافسردگی و روان‌درمانی همچنان با علائم شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اخیراً یک دستاورد شگفت‌انگیز علمی توانسته امید تازه‌ای برای این بیماران ایجاد کند. مردی ۴۴ ساله که بیش از سه دهه با افسردگی شدید زندگی کرده بود، به کمک یک ایمپلنت مغزی ویژه توانست برای نخستین‌بار پس از سال‌ها طعم شادی را بچشد. این موفقیت، نویدبخش آینده‌ای است که در آن درمان‌های شخصی‌سازی‌شده برای بیماری‌های روانی در دسترس خواهند بود.

افسردگی مقاوم به درمان؛ چالشی برای پزشکی مدرن

افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی در جهان است، اما آنچه بیش از همه پزشکان و بیماران را نگران می‌کند، مقاومت برخی افراد به درمان‌های رایج است. زمانی که بیمار پس از مصرف دست‌کم دو نوع داروی ضدافسردگی بهبود پیدا نمی‌کند، اصطلاح «افسردگی مقاوم به درمان» به کار می‌رود. در چنین مواردی، روش‌هایی مانند شوک‌درمانی یا تحریک مغناطیسی فراجمجمه‌ای امتحان می‌شوند، اما اغلب تأثیر کافی ندارند.

این وضعیت باعث می‌شود بیماران سال‌ها کیفیت زندگی پایینی داشته باشند و حتی در معرض خطر خودکشی قرار گیرند. مورد اخیر نشان داد که پیشرفت‌های علوم اعصاب می‌توانند دریچه‌ای تازه برای این بیماران بگشایند.

مسیر دشوار یک بیمار ۴۴ ساله

این بیمار از ۱۳ سالگی با افسردگی دست‌وپنجه نرم کرده و بیش از ۲۰ روش درمانی مختلف از جمله داروهای ضدافسردگی، روان‌درمانی و شوک‌درمانی را تجربه کرده بود. با وجود این، هیچ‌یک از روش‌ها نتوانسته بودند او را به بهبودی پایدار برسانند. او حتی سه بار اقدام به خودکشی کرده بود که شدت بیماری‌اش را آشکار می‌کند.

با توجه به اینکه درمان‌های استاندارد برای او کارساز نبودند، تیمی از پژوهشگران دانشگاه مینه‌سوتا تصمیم گرفتند روش جدیدی را بر اساس فناوری ایمپلنت مغزی طراحی کنند. هدف آن‌ها یافتن راهی بود که بتواند به صورت مستقیم و دقیق بر شبکه‌های مغزی دخیل در افسردگی اثر بگذارد.

کشف شبکه‌ های مغزی مرتبط با افسردگی

پژوهشگران ابتدا با انجام اسکن ام آر آی دقیق، چهار شبکه مغزی کلیدی مرتبط با افسردگی را شناسایی کردند. بررسی‌ها نشان داد که شبکه برجستگی (Salience Network) در مغز بیمار چهار برابر بزرگ‌تر از حد معمول است. این موضوع می‌توانست دلیل شدت بالای نشخوار ذهنی و واکنش بیش از حد او به محرک‌های منفی باشد.

بیشتر بخوانید:  سندروم سیندرلا چیست ؟ علائم، علت و درمان

شناخت این الگوهای مغزی به پزشکان امکان داد تا استراتژی درمانی را به گونه‌ای طراحی کنند که هر شبکه به صورت جداگانه هدف قرار گیرد. این رویکرد نقطه تمایز اصلی با روش‌های سنتی بود که معمولاً کل مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

کاشت الکترودها و نخستین نتایج

پس از شناسایی نواحی کلیدی، چهار دسته الکترود کوچک از طریق دو سوراخ بسیار ظریف در جمجمه بیمار کار گذاشته شدند. این الکترودها ابتدا با سیم‌های خارجی به یک دستگاه تحریک متصل شدند تا پژوهشگران بتوانند واکنش هر شبکه مغزی به تحریک‌های الکتریکی ضعیف را ارزیابی کنند.

نتایج اولیه شگفت‌انگیز بود: تحریک شبکه پیش‌فرض (Default Mode Network) که با نشخوار ذهنی ارتباط دارد، به گریه از شادی منجر شد. تحریک شبکه برجستگی و شبکه حالت – عمل موجب آرامش و کاهش اضطراب بیمار شد و تحریک شبکه پیشانی – جداری نیز باعث افزایش تمرکز او گردید. برای نخستین‌بار پس از سال‌ها، این مرد توانست لذت و آرامش واقعی را تجربه کند.

طراحی ضربان‌ ساز مغزی دائمی

در گام بعدی، سیم‌های الکترودها به دو باتری کوچک که زیر پوست ناحیه ترقوه کار گذاشته شده بودند متصل شدند. این سامانه که به «ضربان‌ساز مغزی» معروف است، هر پنج دقیقه به مدت یک دقیقه شبکه‌های مغزی هدف را تحریک می‌کند.

بیمار همچنین از یک اپلیکیشن موبایلی برای تغییر الگوهای تحریک و ثبت روزانه علائم خود استفاده کرد. پژوهشگران هر ماه داده‌ها را بررسی و تنظیمات دستگاه را برای رسیدن به بهترین نتیجه اصلاح می‌کردند. این فرآیند به مرور موجب شد کیفیت زندگی بیمار به طور چشمگیری افزایش یابد.

نتایج طولانی‌ مدت و بهبود پایدار

هفت هفته پس از جراحی، بیمار دیگر افکار خودکشی را گزارش نکرد. پس از ۹ ماه، شدت افسردگی او بر اساس مقیاس معتبر همیلتون به سطح بهبودی رسید. این وضعیت بیش از دو سال و نیم پایدار باقی مانده است، تنها در دوره‌ای کوتاه پس از ابتلا به کووید-۱۹ علائم اندکی تشدید شدند که با تنظیم مجدد دستگاه برطرف گردید.

این تجربه نشان داد که ایمپلنت مغزی می‌تواند برای بیماران با افسردگی مقاوم به درمان، راهی پایدار و مطمئن برای بازگشت به زندگی عادی باشد.

بیشتر بخوانید:  همه چیز درباره هورمون های شادی و راهکارهایی برای افزایش آنها

نظر متخصصان و اهمیت علمی دستاورد

کارشناسان حوزه سلامت روان این نتایج را «شگفت‌انگیز» توصیف کرده‌اند. ماریو جورونا از دانشگاه کینگز کالج لندن معتقد است که این یافته‌ها می‌تواند به عنوان یک «اثبات مفهومی» مهم برای درمان بیماران مقاوم به درمان عمل کند. او هشدار می‌دهد که پیش از گسترش این روش، باید کارآزمایی‌های بالینی تصادفی و گسترده انجام شود تا ایمنی و کارایی آن در افراد مختلف اثبات گردد.

مزیت اصلی این روش در مقایسه با تلاش‌های پیشین، مدت بستری کوتاه‌تر پس از جراحی و نیاز کمتر به محاسبات پیچیده برای برنامه‌ریزی تحریک‌ها است. این موضوع باعث می‌شود روش مذکور قابلیت اجرا در سطح گسترده‌تری داشته باشد.

آینده ایمپلنت‌ های مغزی در درمان افسردگی

پژوهشگران امیدوارند در آینده نزدیک این فناوری را روی بیماران بیشتری آزمایش کنند. هدف آن‌ها آغاز کارآزمایی‌های بالینی در دو سال آینده است. اگر نتایج مشابهی در دیگر بیماران تکرار شود، این فناوری می‌تواند به یکی از مؤثرترین درمان‌های افسردگی مقاوم به درمان تبدیل شود.

در عین حال، این دستاورد نشان می‌دهد که علوم اعصاب مدرن در حال حرکت به سوی درمان‌های کاملاً شخصی‌سازی‌شده هستند؛ درمان‌هایی که نه بر اساس نسخه یکسان برای همه، بلکه بر اساس ساختار ویژه مغز هر فرد طراحی می‌شوند.

نتیجه‌ گیری

داستان مردی که پس از ۳۰ سال افسردگی شدید توانست به کمک یک ایمپلنت مغزی طعم شادی را دوباره تجربه کند، نه تنها نقطه عطفی در پزشکی است، بلکه امید تازه‌ای برای میلیون‌ها بیمار در سراسر جهان به شمار می‌رود. این موفقیت نشان می‌دهد که آینده درمان اختلالات روانی می‌تواند مبتنی بر فناوری‌های نوین و دقیق باشد؛ فناوری‌هایی که مستقیماً به سراغ ریشه‌های عصبی بیماری می‌روند.

اگر این دستاورد در مطالعات بزرگ‌تر و در میان بیماران مختلف تأیید شود، می‌توان انتظار داشت که ایمپلنت‌های مغزی به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای درمان افسردگی در آینده به کار گرفته شوند؛ ابزاری که شاید روزی افسردگی مقاوم به درمان را به خاطره‌ای دور تبدیل کند.

چه امتیازی به این خبر پزشکی میدهید ؟

میانگین امتیاز 5 / 5. میانگین امتیازات: 1

اولین نفری باشید که به این پست پزشکی امتیاز میدهید

    اولین دیدگاه را شما بنویسید

ارسال دیدگاه