یکی از بهترین کارهایی که میتوان برای حفظ آرامش روان انجام داد، اشتغال به کار است. کار کردن نه تنها نیازهای مالی را برطرف میکند، بلکه میتواند از نظر روانی نیز تأثیرات مثبتی داشته باشد. افراد با کار کردن احساس مفید بودن و هدفمندی پیدا میکنند که این امر نقش مهمی در سلامت ذهنی آنها دارد. اما چرا کار کردن تا این حد مهم است؟ برای درک این موضوع، میتوان به نظریات دو روانشناس معروف، آبراهام مازلو و کارل راجرز، مراجعه کرد.
آبراهام مازلو، روانشناس انسانگرا، نظریه سلسلهمراتب نیازها را ارائه داده است که نشان میدهد نیازهای انسان در پنج سطح مختلف دستهبندی میشوند. این سطوح از ابتداییترین نیازهای فیزیولوژیکی شروع شده و تا خودشکوفایی ادامه پیدا میکنند. کار کردن به افراد کمک میکند تا این نیازها را یکی پس از دیگری برآورده کنند.
۱. نیازهای زیستی: این نیازها شامل خوراک، پوشاک، مسکن و سایر نیازهای اساسی برای بقای انسان هستند. بدون برآورده شدن این نیازها، افراد قادر به تمرکز روی سایر جنبههای زندگی خود نخواهند بود.
۲. نیازهای امنیتی: امنیت شغلی و درآمد ثابت به انسان حس آرامش میدهد. داشتن کار باعث میشود افراد از دغدغههای ناشی از عدم ثبات مالی رهایی یابند.
۳. نیازهای اجتماعی (احساس تعلق): انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به ارتباط با دیگران دارد. محیط کار فرصتی برای برقراری روابط اجتماعی و ایجاد حس تعلق به گروهی از افراد را فراهم میکند.
نیاز به احترام: کار کردن باعث ایجاد حس احترام به خود و دریافت احترام از دیگران میشود. افراد زمانی که در محیط کار مورد تقدیر و ارزشگذاری قرار میگیرند، احساس بهتری نسبت به خود پیدا میکنند.
خودشکوفایی: این مرحله به معنای دستیابی به تمام استعدادهای بالقوه است. فردی که در کار خود پیشرفت میکند و احساس رضایت دارد، به سطح بالاتری از خودشکوفایی میرسد.
کار نه تنها نیازهای اقتصادی را برآورده میکند، بلکه انسان را به سطوح بالاتر این هرم سوق میدهد.
کارل راجرز، روانشناس معروف، بر این باور بود که انسانها برای رشد و شکوفایی نیاز به محیطی دارند که در آن احساس پذیرش، اصالت و همدلی وجود داشته باشد. به اعتقاد او، اگر فرد بتواند در محیط کار چنین شرایطی را تجربه کند، سلامت روانی او تقویت میشود.
اصولی که راجرز برای رشد فردی ضروری میدانست
۱. گشودگی به تجربه: فرد باید بتواند چالشهای محیط کار را بپذیرد و از تجربیات جدید درس بگیرد.
۲. زندگی در لحظه: تمرکز بر روی کار و فعالیتهای روزانه، به افراد کمک میکند که استرسهای ناشی از گذشته و آینده را کاهش دهند.
اعتماد به احساسات و تصمیمات شخصی: داشتن استقلال در محیط کار و احساس مسئولیت، تأثیر مثبتی بر سلامت روان افراد دارد.
خلاقیت: افرادی که در محیط کار خود آزادی عمل دارند و میتوانند ایدههای جدید ارائه دهند، احساس رضایت بیشتری از شغل خود خواهند داشت.
رضایت از زندگی: کار کردن میتواند یکی از عوامل اصلی ایجاد حس رضایت و شادی در زندگی باشد.
بر اساس نظریات مازلو و راجرز، کار کردن فراتر از یک نیاز مالی است. کار کردن به انسان هویت، احساس مفید بودن و فرصت رشد و پیشرفت میدهد. زمانی که افراد شغلی داشته باشند که متناسب با تواناییها و علایق آنها باشد، علاوه بر تأمین نیازهای مالی، از لحاظ روانی نیز احساس رضایت و آرامش خواهند داشت. در نهایت، اشتغال میتواند یکی از کلیدهای اساسی برای داشتن زندگی سالم و متعادل باشد.
اولین دیدگاه را شما بنویسید